سلامتی پدرم /
که خیلی زود برد منو نوک قله هل داد که بپرم/
قول داد که پسرم/
شک نکن یه ذرم/
یه روزی میاد میگی من از همه اینا بهترم/
ولی غرورم سر جاشه فرود رو می پرم/
بازی رو می بازم قبل اینکه ببرم/
===============================
اولین حس مادرم به من تهوع بود و آخرینش نگرانی.
بین این دو منی هست ، کج دار و مریض (!)
منی که من بود و من ماند.
صدای درد خودش است.
دنیا را از چشم های خودش میبیند
و نگاهش را به تو میفهماند.
من به این مفتخرم.
عکس تولد یک سالگیم را نگاه میکنم.
آن روز شمع روی کیک به من پوسخند میزد چرا که حتی فوت کردنش را هم بلد نبودم.
اما امروز در مقابل فوت بلدها گر می گیرم و می گویم
فوتم نکنید.خاموشی در ذات من نیست.
من هر روز متولد می شوم.
فقط هربار این را بدان که این اولین بار نیست
آخرین هم نخواهد بود.
=============
{اینم یه شعر از سروش هیچکس شیرینی تولدم}
ما از اوناشیم که یه جورایی علاقه ی خاصی
به خیابون داریم و بعلاوه ی پاستیل
هر شبو توی پارک محلیم
همش می شنویم اینو پاس بده من چی؟
ما از اوناشیم که تو حالت عادی شاد
نیستیم واسه همین بمن نگو عادی باش
قاطی داشت هرکی که با ما سلام و علیکی
داشی با ما کلان دیدی فرار کن تا غیب شی
ما از اوناشیم که خیابونو متر
می کنیم همیشه تو سر خیال بود و فکر
ما هم می خوایم از اون چیزایی که بقیه دارن
اما رو تن رفقا می بینیم بخیه بازم
ما از اوناشیم که رفاقتو رفتیم تا تهش
واسه همینم به ماها ترفیع دادن
ما شک داریم حتی به جفت چشامون
اونقد بازن که سیاه شده پشت چشامون
==============================
![]()
اگه خوشتون اومد لایک کنین ![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: تک ساز