و چه اندازه تنم هوشيار است!
نكند اندوهي، سر رسد از پس كوه.
چه كسي پشت درختان است؟هيچ، ميچرد گاوي در كرد.
ظهر تابستان است.سايهها ميدانند، كه چه تابستاني است.
سايههايي بيلک
گوشهاي روشن و پاک،
كودكان احساس! جاي بازي اينجاست.
زندگي خالي نيست:
مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست
آري
تا شقايق هست، زندگي بايد كرد.
برچسب:
نویسنده: تک ساز