روندهء زنده آن است که :
به قدم سلوک،
ازصفات خاکی بگذرد،
نه ازصورت خاکی،
وصفت خاک ،
ظلمت وکدورت وکثافت وثقل است!
این گند پیرغدار !
واین بیوفای مکار !
ازعهد فلک دوار، تا انتهای کار روزگار،
چندین هزار برنای چون نگار،
وجوانان چون نوبهار،
بشوهری گرفت !
هریکی را به هزار ناز ونشاط ،
به یک دست در می می کشید-
وبه دست دیگرخنجر قهربرمی کشید !
کدام سر بربالین خود یافت که نبرید
کدام شکم پرکرد که ندرید
کرا نوش داد که نیش نزد
کرا نان داد که نمک بردل ریش نزد
لقمه ای گوشت پیش که افکند که عاقبت پوستش نکند
استخوان به که بخشید که مغزش نمکید
کرا جان داد که ازمرگش امان داد
کرا کلاهی داد که سرش بباد نداد
که دل بر وی بست که پشتش نشکست
بر وی که خندید که بر وی نخدید !
حضرت شیخ
نجم الدین رازی
