خرید بک لینک
وَمَاآتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَاللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُالْمُضْعِفُونَ ( سوره روم/ 23)

آنچه بعنوان ربا مى پردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد، نزد خدافزونى نخواهد يافت؛ و آنچه را بعنوان زکات مى پردازيد و تنها رضاى خدا را مى طلبيد(مايه برکت است؛ و) کسانى که چنين مى کنند داراى پاداش مضاعفند.


امام علی (ع)فرمود: ریا کار سه نشانه دارد: 1- مردم را کهمیبیند با نشاط (و کوشا) میشود. 2-تنها که شد،سست و تنبل میشود. 3- دوست دارددر تمام کارهایش او را ستایش کنند./ بحار الانوار ، ج72، ص303



«حاج آقامون!»

حاجآقای قصهی ما خیلی مرد شریفیه٬ چهرش نورانیه٬ اینو من نمیگم٬ همه میگن٬ مرد بهاین با تقوایی و با خدایی دیگه به دنیا نیومده. هر چی از این مرد بگم کم گفتم!

نمی دونماصلیتش کجاییه؟ انگاری یهو به ما نازل شده! هیچکس نمی دونه ایل و تبارش از کجااومدن! تا بیاییم از لهجش به زادگاهش برسیم یهو لهجش عوض میشه٬ ای بابا من دارم چیمیگم؟! مگه مهمه که از کجا اومده؟ مهم اینه که این مرد بزرگ الان اینجاس و ما ازنعمت وجودش بهرهمند میشیم!

حاج آقای قصهیما از اون آدماس که دنیا و آخرت رو با هم داره٬ اینو من نمیگم٬ همه میگن. حاج آقاهیچوقت نماز اول وقتش ترک نمیشه و همیشه صف اول نماز ایستاده! حاج آقا خیلی همپولداره! خیلی هم دست به خیره! هر کی به پول احتیاج داشته باشه سریع حاج آقا بهشپول قرض میده و البته ـ فقط برای اینکه به نون شبش محتاج نباشه و حاج خانم و حسن ومهدی برای خورد و خوراکشون به دست این و اون چشم نداشته باشن ـ یه کمی هم بهرهی وامخیرخواهانش رو میگیره! یه وقت فکر نکنید خدایی ناکرده حاج آقای قصهی ما نزولخورهها! نه! حاج آقا که نزول نمیده! اینا که مردم با اصل پول تقدیم حاج آقامیکنن که بهرهی نزول نیست! اینا اظهار تشکر مردم نسبت به لطف حاجیه!!! تازه...فکر نکنید حاج آقا همهی این پولا رو میذاره تو جیبش که اگه این طور فکر کردیدگناه حاجی رو شستید٬ حاج آقای قصه ی ما تا الان با بهرهی این پولا دو تا مسجدساخته٬ مسجد که چه عرض کنم. یه چی میگم یه چی میشنوین٬ ماشالا هزار ماشالا دو تاکاخ ساخته که با توپم نمیریزه!!!

ازفضایل حاجی هر چی بگم کم گفتم. حاج آقای قصهی ما اونقدر شیفتهی خداست که سالی دوبار میره زیارت خونهی خدا٬ خیلی مرد با خداییه. همیشه سعی میکنه چشم و بدنش ازگناه دور بمونه و به گناه آلوده نشه٬ خیلی هم پای بند به شرعیاته!! آخه وقتی حاجخانم و حسن و مهدی میرن زیارت به عتبات یا حاج خانم میره سُفره و مسجد و روضه وختم انعام و حسن و مهدی میرن مدرسه٬ یکی باید باشه که یه لیوان آب دست حاجی بده!حاج آقا که نمیتونه تنها باشه! آخه اگه خدایی ناکرده یه بلایی سر حاجی بیاد، بایدیکی پیشش باشه که به دوا دکتر برسوندش! نه...! نه..! یه وقت فکر نکنید زبونم لالحاج آقای قصهی ما زن دوم داره ها!!! نه! حاج آقا معتقده که «خدا یکی یار هم یکی» ایوای!!!! تو رو خدا یه وقت فکر نکنید حاج آقای ما اهل گناههای کبیره استها! همونطور که عرض کردم حاج آقای قصهی ما خیلی هم به شرعیات پایبنده!

آخ٬ چی بگم؟چی بگم از علاقهی شدید و تا اندازهای عجیب و غریب حاجی به ظهور امام زمان (عج).امکان نداره حاج آقا شب سه شنبهها و روز جمعهای سرش تو کار نباشه و سوار برBMW آخرینمدلش نره به جمکران و برای سلامتی و ظهور هر چه سریعتر امام زمان(عج) دعا نکنه.آدم جگرش آتیش میگیره وقتی اشکهای جاریه حاجی رو میبینه! حاجی معتقده که دنیارو کفر و دوز و کلک و ریا گرفته و الان برای ظهور امام زمان (عج) بهترین زمانه.حاج آقای قصهی ما میگه باید منجی بیاد و هر کی رو همون جایی بفرسته که به اونجاتعلق داره!

حاج آقای قصهیما خیلی مرد شریفیه٬ چهرش نورانیه٬ اینو من نمیگم٬ همه میگن. حاج آقای قصهی مادنیا و آخرت رو با هم داره٬ اینو من نمیگم٬ همه میگن...



فقط سه روز نبودم. آمار بازدید وبلاگم یکدفعه این همه اومد پایین.. تازه فهمیدم اگر بمیرم بعد از مرگمم کسی یادم نمیکنه..

به دلیل بی نت بودنم با گوشی باید بیام که بازم به دلیل بی شارژ شدنم از گذاشتن پست های جدید معذرویم.. به عبارتی شارژ می گیریم یادداشت می نویسیم.. :-))

حتما باید بگم: این یادداشت ها فقط راهی هستن برای حرف زدن...

پیوندهای وبلاگ رو پاک کردم. به هیچ عنوان دلم نمیخواد کسی بخاطر لجبازی یه دیوونه با من مورد اذیت و آزار قرار بگیره..

پوزش از همه تون..

برچسب: نویسنده: تک ساز تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 23:49

صفحه بندی