خرید بک لینک
بارهایی که با چرخ دستی اش آورده بود را جا به جا کرد و رفت گوشه ای نشست٬ عرقٍ روی پیشانیش را با آستینش پاک کرد٬لبهای خشکیده اش را با زبانش تر کرد و با لبخندی خسته ـ درحالی که دیگر رمقی برایش نمانده بود ـ گفت: " پسرم! زیر بار هر زوری میری برو٬ اما زیر بار نماز و روزه نرو! حالا روزه چیزی نیست٬ یه ماهه٬ تموم میشه! اما نماز رو صبحشو میخونی ظهر میاد٬ ظهر رو میخونی عصر میاد٬ عصر رو میخونی مغرب٬ مغرب رو میخونی عشا٬ هیچوقت تمومی نداره! " این را که گفت٬ با زحمت فراوان از جایش بلند شد٬ آستینهایش را بالا زد و سراغ نزدیکترین شیر آب را گرفت٬ داشتند اذان می گفتند...



نفس کجایی؟ مردم از این جدایی؟ چرا پیشم نمی آیی؟ آآآآآی نفـــس..
نفس بانو با من قهر کرده اند آیا؟!

قابل توجه بعضیها که گفتن شارژ میدن من ننویسیم سیزده هزار تومن خطم شارژ شد. شش تا دو هزار تومن و یک هزار تومن... :-) همیشه رأی با اکثریت است. بهله..

برچسب: نویسنده: تک ساز تاريخ: چهارشنبه 26 تير 1392 ساعت: 23:49

صفحه بندی