خیلی خوبه
دوست داشتنیه
بوی غربت منو داره
بوی رازززززززززززززززززززززززززززززز
بوی سادگی منو میده
منو به یاد اون روزا میندازه
یاد ترم ۳ کارشناسی میفتم ترم۴ وای خدا
چه روزایی بود
کاش ...
من از پشت شب های بی خاطره
من از پشت زندان غم آمدم
من از آرزوهای دور و دراز
من از خواب چشمان نم آمدم
تو تعبیر رویای نادیده ای
تو نوری که بر سایه تابیده ای
تو یک آسمان بخشش بی طلب
تو بر خاک تردید باریده ای
تو یک خانه درکوچه ی زندگی
تو یک کوچه در شهر آزادگی
تو یک شهر در سرزمین حضور
تویی راز بودن به این سادگی
مرا با نگاهت به رویا ببر
مرا تا تماشای فردا ببر
دلم قطره ای بی تپش در سراب
مرا تا تکاپوی دریا ببر........
برچسب:
نویسنده: تک ساز