وقتی به کتاب خانه رفتم جمعیت بهت زده به اجسادنگاه می کردند
جنگ وصلح از شدت ضخامت , طناب به دور گردنش حلقهنشده بود
با سیانور خودش را کشته بود
دون کیشوت فرار کرده بود و خود را در میان کتابهای منابع
طبیعی آتش زده بود
1884, چند بسته قرص خواب خورده بود
هملت خودش را با شمشیر کشته بود
قلعه ی حیوانات خودش را از قلعه پایین انداختهبود
مسخ در اعتصاب غذا مسخ شده بود
خشم و هیاهو از خشم زیاد سکته کرده بود
زوربای یونانی سنگ کوب کرده بود
جنایت و مکافات اسیر جنایت ارشاد شده بود
در تنگ , در تنگنا رگش را زده بود
تا مابقی کتاب ها خوانده شوند
17 / 4 / 88
برچسب:
نویسنده: تک ساز