
تونی : یه زمانی بود که حاضر نمی شدی به کم قناعت کنی.
ژرژ : بعد فهمیدم که آدمیزاد چاره ی دیگه ای نداره .
با (اندوه) . آدمیزاد !
خیلی وقته که این کلمه توی گوشم آهنگ باشکوهی نداره . آدمیزاد !
زنگش به طرز اسف باری شبیه هق هقه . از اینم بدتر , وقتیه که
همیشه با این توهم زندگی کنیم که اربابان تاریخیم.
بدتر از اون اینه که به خاطر کسایی زندگی کنیم که بعد از ما میان و کسایی که بعد
از ما میان هم برای کسایی زندگی کنن که بعد از اونا میان, چون این طوری
معنی اش اینه که همه ی آدم ها برای چیزی زندگی می کنن که وجود نداره
تنها مردگان پایان جنگ را دیده اند
( افلاطون)
دلم که می گیرد بر روی تاب بچگی می نشینم
و به جهان کودکی تاب می زنم
چه دنیای پر جنب جوشی ست این جهان
که طناب تاب کودکی ام حلقه ی دارم خواهد گشت.
ح.ش
برچسب:
نویسنده: تک ساز