سلام..نمیدونم چی بگم...
من واقعااااااااااااااااا از جسیکا و هائه را جلوی همه معذرت میخوام و ازشون خواهش میکنم تو وب ما بمونن و داستان هاشون رو ادامه بدن و من رو به خاطر بی ادبیم ببخشن


من دوباره رفتم یه نگاه به نظرا انداختم و دوباره خوندمشون و از لحنتون فهمیدم که میخواستین باهام شوخی کنین اما من الکی جبهه گرفتم و بد صحبت کردم..
ببخشین دوستام اما من زود از کوره در میرم به خصوص اگه به کسایی که دوسشون دارم توهین بشه و تا وقتی که اروم نشم نمیفهمم چی دارم میگم..رها میدونه بخدا..
جسیکا من ازت متنفر نبودم..اتفاقا خیلی هم دوست داشتم..هنوزم دوستت دارم!همونطور که گفتم من فقط از یکی از بچه های نت بدم میاد که اونم فقط هیوک و مائده و رها میدونن کیه
(رازهههههههههههه
) و وقتی به حرفای هائه را نگاه کردم متوجه شدم فقط رو حساب دوستی میخواسته اونا رو بهم بگه وگرنه براش اهمیتی نداشته که سلنا چی کارس و چی کار میکنه...
منم فقط به خاطر اون عکس سلنا رو گذاشتم چون میخواستم ببینم اینجا کی سلنا رو دوست داره تا یکم باهاش راجب سلنا حرف بزنم...
بازم میگم امیدوارم منو به خاطر تموم حرفام ببخشین و فراموششون کنین..
اما حالا میخوام از این وب برم که کسایی که از من خوششون نمیاد مجبور نباشن تحملم کنن..
یه داستان با مائده جون دارم که اونو تا وقتی که تموم بشه اینجا میذارم و ادامش میدم اما داستان خودم رو(vampire prince) تو وب جدیدم میذارم اگر خواستین ادامشو بخونین به اونجا سر بزنین!
خیلییییییی اینجا رو دوست داشتم اما دیگه بیشتر از این نمیتونم بمونم!
ادرس وب جدیدم رو به زودی به این پست اضافه میکنم و داستانم رو انتقال میدم و از این وب حذفش میکنم..
بهم سر بزنین خوشحال میشم
اینم آیدیه یاهومه اگه خواستین در ارتباط باشیم:
heo_tina@yahoo.com
خب دیگه حرفی نمونده...
فعلا بایییییییییییی همگی

بچه ها وبم رو زدم

اینم ادرسش خوشحال میشم سر بزنین
www.I-love-shinee.mihanblog.com
داستانم رو هم سعی میکنم تا اخره شب انتقال بدم
دوستون دارم خیلیییییی زیاد
منو فراموش نکنیدااا
برچسب:
نویسنده: تک ساز
تاريخ: چهارشنبه
26 تير
1392 ساعت: 23:52